مامان: پسرم چرا زمین را رنگی کردی؟
رادین:من نکردم، مدادرنگی ها افتاده بود، درش باز بود، رنگی شد.ا
مامان:پسرم، آدم خیلی چیزها را دوست ندارد، ولی ازشان استفاده می کند.1
رادین (روز بعد): معلمم گفت دیگه این کفشو نپوشم!ا
رادین: مامانم گفته حتما خونه مانا بستنی بخور!ا
رادین:من نکردم، مدادرنگی ها افتاده بود، درش باز بود، رنگی شد.ا
***
رادین (روز قبل): مامان من دیگه این کفشو دوست ندارم.امامان:پسرم، آدم خیلی چیزها را دوست ندارد، ولی ازشان استفاده می کند.1
رادین (روز بعد): معلمم گفت دیگه این کفشو نپوشم!ا
***
مانا: رادین جان، سرفه می کنی. نباید بستنی بخوری.ارادین: مامانم گفته حتما خونه مانا بستنی بخور!ا
No comments:
Post a Comment