Friday, March 21, 2014

نوروز ١٣٩٣ با دو سين سعادتمان


و چه زيباست كه به آفتاب و سبزه سلامى دوباره خواهيم داد

Saturday, March 15, 2014

بازار خيريه

بازار خيريه هم كم كم دارد به يكى از جلوه هاى نوروز تبديل مى شود. چندى است بازارهاى خيريه به مدرسه ها هم رسيده است و در نتيجه براى اولين بار پسركم خودش و به تنهايى براى همه هديه عيد خريده است، حتا براى خواهر كوچولويش :*ا

Tuesday, March 11, 2014

عطر تن تو

امروز كه توى بغلم بودى آوينكم و بوى دلپذيرت همه وجودم را پر كرده بود، يادم افتاد يكبار خاله جون كه داشت برمى گشت رو به رادونك گفته بود كاش مى توانستم بوى تو را در يك شيشه بريزم و با خودم ببرم.ا 
راستى مى دانى هر بچه اى بوى خودش را دارد؟
بقيه بچه ها در سكوت يا موسيقى ملايم مى خوابند، بچه هاى من وقتى من تلفنى حرف مى زنم؛ اين هم از نتيجه داشتن مامان پرمشغله!ا

Friday, March 7, 2014

مهمان دوست مامان

پسرك عاشق مهمان بازى من با خوشحالى مى پرسد: هميشه آدم خواهردار مى شود، دوتا دوتا مهمانى هست؟! (اشاره به ديد و بازديدها)ا

ساعت كوچولوى ما

ديگر بدون ساعت هم مى توانيم حدس بزنيم چقدر زمان گذشته است، چون ساعت كوچولويمان حتما زنگ مى زند. در ضمن صبح ها هم درست زمان بيدار شدن و آماده شدن برادرش بايد بيدار شود، مبادا كم استرس به مامان وارد شود! البته پريروز اين قضيه به دادمان رسيد، چون مامان خسته يادش رفته بود ساعت را كوك كند!ا

Monday, February 24, 2014

نخستين ماهگرد

چهار روز است كه مى خواهم بيايم اينجا و بنويسم "دخترم يك ماهه شد" و نمى رسم. يك ماه است كه پيش مايى و به اندازه يك عمر عاشقت شديم.ا

Tuesday, February 18, 2014

نخستين ديدار

صبح روزي كه قرار بود بروم بيمارستان،‌ رادين قبل از رفتن به مدرسه زد زير گريه و ازم خواست كه بيمارستان نروم و در خانه خواهرش را به دنيا بياورم. بالاخره آرامش كردم و از هم خداحافظي كرديم. ا
فرداي تولد آوين، رادين او را در بيمارستان ديد. بهترين واژه‌اي كه مي‌توانم براي حالت رادين به‌كار ببرم، "سردرگم" است. برايم كاملا مشخص بود كه نمي‌داند چه احساسي دارد. خواهري كه آن‌قدر منتظرش بود، واقعيت پيدا كرده بود و مي‌دانست كه بايد هيجان‌زده باشد و همه هم منتظر عكس‌العملش هستند. دو سه روزي لازم داشت تا خودش پيدا كند چه حسي دارد و اين مدت را بيشتر در سكوت گذراند. من هم هيچ ازش سوال نمي‌كردم، چون آن‌قدر بچه‌ام را مي‌شناختم  كه بدانم بايد خودش به نتيجه برسد و در نهايت به دلپذيرترين نتيجه‌اي كه اميد داشتم رسيد. رادين آوين را دوست دارد و الان همه چيز آن جايي است كه بايد باشد. آوين در بالاترين قسمت هرم دوست داشتن‌هاست و حتا خوشگل‌ترين دختر روي زمين شده است. :)ا

Saturday, February 15, 2014

رادين: جوانمرد و‌ آزاده
آوين: پاك و زلال مانند آب

تولدت مبارك عشق يك‌روزه ما


 
آمدنت خجسته، آوينكم ...ا