Sunday, May 26, 2013

دروغ‌نگویی

ما از ابتدا سعی کردیم به رادین دروغ نگوییم، تا جایی که ممکن است دیگران را کلافه کنیم! مثلا اگر لج چیزی را بگیرد، امکان ندارد الکی بگوییم باشد تا قائله ختم شود. از طرف دیگر هیچ وقت بهش نگفتیم فلان چیز را جایی نگو. اگر چیزی بوده است که دلمان می‌خواسته جایی حرفش زده نشود، جلوی بلبلمان هم حرفش را نزدیم! درنتیجه بچه ما خود صداقت است و اگر بیفتد روی دور حرف زدن، هیچ خط قرمزی ندارد!ا
همه این مقدمه‌چینی‌ها برای این بود که بگویم الان آوردمش شرکت، در اتاق بغلی نشسته است و دارد کل برنامه‌های سفر پیش رو را برای یکی از مهندسان کارگاه که باهاش جور است، تعریف می‌کند. احتمالا تا حالا هیچ کس در شرکت اینقدر در جریان زندگی 
شخصی من قرار نگرفته بود! ا
الان رسیده است به آن قسمت که خاله‌اش قرار است کی بیاید! اکاش 

Wednesday, May 22, 2013

دفتر تلفن

چند وقت پيش ازم خواست كه شماره تلفن خودمان و پدربزرگ مادربزرگ هايش را برايش بنويسم. امروز در ترافيك بودم كه بهم زنگ زد تا ببيند كى مى رسم. خودش گوشى را برداشته بود و شماره گرفته بود؛ عاشقشم!ا

Sunday, May 19, 2013

تئاتر پری صابری

خیلی هیجان زده‌ام. رادین کل تئاتر مرغ باران پری صابری را نشست و دید و وقتی هم آمدیم بیرون از من قول گرفت که باز هم ببرمش. درضمن فردایش اعلام کرد که حالا علاوه بر رستم و رخش و آرش، کاوه و فریدون را هم دوست دارد (رخش چه می‌گوید آن وسط!). راستی دلتان بسوزد. ما اگرچه روز اول با وفات مواجه شدیم و برگشتیم، روز دوم یک همشهری کنترل‌چی پیدا کردیم و وسط ردیف اول نشستیم!ا

Monday, May 13, 2013

خروسهای فرانسوی

مامان، می‌دونی خروسهای فرانسوی نمی‌گن قوقولی‌قوقو؛ می‌گن کوکولی‌کوک...خانم معلم فرانسه‌مون گفت.ا

Saturday, May 11, 2013

دكوراسيون داخلى با سليقه رادين

اينجا دفتر كار من است!ا

ا
آنها هم جانورهاى بن تن هستند!!ا

هديه روز مادر من

Wednesday, May 8, 2013

وقتی نمی‌خواهد کوتاه بیاید

مامان: موهایت را به بالا شانه کن، اونجور به سرت نچسبان
رادین: من از بچگی آرزو داشتم موهام صاف باشه! می‌خواهی آرزوی بچه برآورده نشه؟!ا

پی‌نوشت: بعید می‌دانم این وبلاگ خواننده‌ای داشته باشد که نداند رادین موهای صاف دارد؛ آن هم از همان بچگی!ا

Sunday, May 5, 2013

جوی آب منظورش بود

بابام بهم قورباغه نشون داد. تو همون چاهایی که صاف می‌رند کنار خیابون!ا

Tuesday, April 30, 2013

تمرين پول خرج كردن

اين عكس كيف پول رادونك است. شمال كه رفته بوديم برايش خريدم و تمام سفر همراهش بود تا شايد بخواهد چيزي بخرد! امروز با هم رفتيم سوپر و سى دى كونفو پاندا خريد. چه حالى مى كند با "پول خودش خريد كردن". البته گاهى هم باعث مى شود از خير خريد بگذرد. در كل تجربه خوبى است.ا

Saturday, April 20, 2013

ثبت نام

بالاخره رادین را برای کلاس اول ثبت نام کردیم. هفته سختی بود، ولی آخرش حس خوبی داشتم. یعنی آخرین مدرسه ای که رفتیم حس خوبی بهمان دست داد. هم از نظر آموزشی خیلی خوب به نظر می آید و هم فشار زیاد نمی آورند. محیط هم دوستانه بود و از همه مهمتر مدیرش بسیار اثر مثبتی روی آدم می گذارد. علاوه بر سابقه آموزگاری،روانشناس هم هست و با یک نقاشی و کمی صحبت با رادین به خوبی شخصیتش را تحلیل کرد. حداقل خیال آدم جمع است که می دانند چه برخوردی باید با بچه ها کنند. خلاصه ما الان خوبیم!ا
نکته بسیار خوب این جستجوها این بود که فهمیدیم چقدر مدرسه ها نسبت به زمان ما تغییر رو به جلو کرده است و فضاهای مناسب تری شده اند. البته در مورد مدرسه های دولتی اطلاع خاصی ندارم.ا
رادونک هم بابت مدرسه اش راضی است. راستی داشت یادم می رفت. موقع مصاحبه خانم مدیر ازش خواسته بود که شعر بخواند. حدس می زنید چه شعری خوانده باشد؟ اول حدس بزنید و بعد کامنت دونی را نگاه کنید!ا